
رمزگشایی معمای کتیبه بیستون در گذر تاریخ
با حمله اسکندر مقدونی و انقراض سلسله هخامنشی غبار زمان و فراموشی وقایع آن روزگار و کتیبه داریوش در بیستون را از یادها زدود و کسی از این نقوش و کتیبهها و محتوایشان چیزی نمیدانست.
این کتیبه در ارتفاع صد متری از زمین حک شده و در ۳۰ کیلومتری شمال شرقی کرمانشاه واقع شده است. افراد زیادی کتیبه و نقش برجسته داریوش را دیده، شرحی از آن را در سفرنامهها یا خاطراتشان آوردهاند. قدیمیترین منبع موجود در این زمینه گفتههای دیودور سیسیلی مورخ یونانی قرن اول پیش از میلاد است. دیودور به نقل از کتزیاس این حجاری را به الهه سمیرامیس و صد نیزهداری که اطرافش را گرفتهاند نسبت داده، گفته است به دستور سمیرامیس در زیر نقش برجسته نوشتهای با حروف سریانی نقل کردهاند. دیودور با تکیه بر نوشته کتزیاس چنین آورده است که این صخره مکان مقدسی بوده و به زئوس خدای بزرگ یونانیان تعلق داشته است.
ابن حوقل آن را نقش مکتبخانهای میداند که معلم برای تنبیه شاگردانش تسمهای در دست دارد. گاردان جهانگرد فرانسوی در سال ۱۷۹۴ میلادی این نقش را پیکره دوازده حواری مسیح دانست و تصویر دایره بالدار را به مسیح نسبت داد. کرپورتر در سال ۱۸۱۸ حدس زد که این نقشها پیکره شلمانصر و قبایل دوازدهگانه یهودی است که به اسارت درآمدهاند.
خطر صعود از کوه مانع از آن میشد که کسی به کتیبه نزدیک شود. کرپورتر تا نیمه راه صعود کرد و طرحی از پیکرهها کشید. او درباره خطر بالا رفتن از کوه میگوید «هیچ زمانی بدون بیم مرگ، از آنجا نمیتوان بالا رفت.»
اوژن فلاندن و پاسکال کوست از سوی فرهنگستان کتیبهها و ادبیات فرانسه، برای نسخهبرداری از کتیبه داریوش به بیستون آمدند که در دستیابی به نوشتههای روی صخره ناکام ماندند.
نخستین بار هنری رنخستینسون مشاور نظامی حکومت وقت ایران که در کرمانشاه زندگی میکرد، در سالهای ۳۷-۱۸۳۵ میلادی (دوره حکومت محمدشاه قاجار و چپاول و بخور بخور سران) و سالهای ۱۸۴۴و ۱۸۴۷ میلادی کتیبه را از نزدیک بررسی و از قسمتی از آن رونوشت تهیه کرد. وی در سالهای ۱۸۵۱-۱۸۴۹ میلادی حاصل کار خود را منتشر کرد. در واقع وی متون فارسی باستان و بابلی را خواند، ولی متن عیلامی به عهده ادوین نوریس گذاشته شد که آن را در سال ۱۸۵۵ میلادی به چاپ رساند.
در سال ۱۹۰۳ میلادی ویلیامز جکسون دومین کسی بود که از کوه بیستون بالا رفت و کتیبه داریوش را مورد بررسی قرار داد و برخی از خطاهای رنخستینسون را در قرائت علایم میخی اصلاح کرد. در سال ۱۹۰۳ میلادی از سوی موزه بریتانیا، لئونارد ویلیام کینگ و رگینالد کمپل تامپسون به بیستون آمدند و توانستند بخشهایی از متن خوانده شده توسط رنخستینسون را اصلاح کنند.
در سال ۱۹۴۸ میلادی جورج کامرون همه کتیبه را نسخهبرداری کرد. وی نسخه اول متن عیلامی را که تا آن زمان ناخوانا مانده بود را نیز نسخهبرداری کرده و توانست شمار دیگری از واژهها و حروف خوانده نشده را قرائت کند و با خمیر کائوچو از نشانهها قالبگیری کند. همچنین کامرون موفق شد از پایین کتیبه راهی برای رسیدن به آن پیدا کند. متأسفانه تصادفاً قالب برداریهای او به سختی آسیب دید و بجز نسخه آکدی کتیبه وی نتوانست از دو نسخه عیلامی و فارسی باستان دو مرتبه قالب دیگری فراهم کند.
از آن زمان تاکنون ویرایشهای مختلفی از متنهای فارسی باستان، عیلامی و بابلی چاپ و منتشر شده است.
نقش برجسته بر سطحی به طول ۶ متر و عرض یا ارتفاع ۲۰/۳ متر حجاری شده است. در سمت چپ نقش برجسته، تصویر تمام قد داریوش به ارتفاع ۷۸/۱ متر حجاری شده است. وی تاج کنگرهداری بر سر، پیراهن بلندی بر تن دارد. ریش او مجعد و چهارگوش است. داریوش پای چپ را روی سینه گئومات مغ – شورشی مشهوری که بردیا برادر کمبوجیه شاه هخامنشی را به قتل رسانده و خود را شاه نامیده بود- نهاده است. وی در دست چپ کمانی دارد و دست راست او به نشانه احترام به سوی نماد مرد درون دایره بالدار بلند شده است. نقش مرد درون حلقه بالدار (که به اعتقاد برخی نماد اهورامزداست) روبهروی پادشاه قرار دارد و حلقهای در دست چپ گرفته و دست راست خود را مانند پادشاه بلند کرده است. در پشت سر داریوش «وینده فرنه» کماندار و «گئوبروه» نیزه دار مخصوص پادشاه و دو نفر از کسانی که شاه را در قتل گئومات یاری کردهاند، ایستادهاند. در مقابل داریوش ۹ اسیر با گردن و دستهایی از پشت بسته نقش شدهاند در بالای سر هر کدام از این اسیران، در زیر تنه گئومات و نیز روی دامن لباس اسیر سوم نام و نقش پادشاه شورشگر، جایی که در آن شورش کرده و محل سرکوب شورشی ذکر شده است. این اسیران به روایت کتیبه کسانی هستند که به دروغ خود را شاه نامیدهاند.
این کتیبه به خط میخی و سه زبان فارسی باستان، عیلامی و آکدی نگاشته شده است. علاوه بر سه متن اصلی، نوشتههای کوچک دیگری هم بر کنار نقش برجستههای داریوش و شورشیان اسیر نگاشته شده که نام و تبار آنها را بیان میکند و همینطور نوشتههایی کوتاه به عیلامی و فارسی باستان درباره تبارنامه دودمانی -داریوش اول هخامنشی آورده شده است.